ادامه مطلب
از آنجا که همهی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپهای مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط میخواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت میتوان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر میخواسته در لفافه و با استفاده از آرایههای ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیور (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند.
سرخ و سفید و آبیه:
این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان دهندهی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا میداند!
میزنم زمین هوا میره/ نمیدونی تا کجا میره:
این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبهی زمین را نقض میکند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد.
من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشقهایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیستها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند.
بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد:
این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایهی مبالغه استفاده کرده است.
* قیمت هر سکه طلا امروز دربازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.
* ایران خودرو: هفتادو نهمین مدل پژو با نام پژو ایکس دی اماده عرضه بهبازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول انتن آن 10 سانتیمتر افزایش داشته چراغ ترمز ان هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گرانتر است
* با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایتهایی که هنوز ف ی ل ت ر نشده اند به سه عدد رسید.
* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت .علی دایی:هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خدا حافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملیحاکم اثت به قولی.
* دولت موفق شدنرخ تورم را کاهش دهد وآن را از 63% به 62.5 درصد برساند.
* یکصدو شصت وسومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایرانبه تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصدو سیودومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینهوجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود .
* به علت اتمام ذخایر نفت وگاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.
* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیرصحیح واصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهشدهد.
* رئیس سازمان حمایت ازحقوق مردان خواهان نقش ومشارکت بیشتر از سوی مرداندر فعالیتهای اجتماعی شد وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حقمشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد
* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقداممی کردند دستگیر کرد ودیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.
* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد
* به علت برخی مشکلات و نواقص چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد .
* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون میتوانستند یک اتومبیل بخرند.
* روءسای جمهوری اسلامی انگلیس وجمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن وعدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.
* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5ماه افزایش می یابد.
70 در صد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالی است که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد
* از این به بعد صدا وسیما برای انتخاب مجریان زن مسابقه ملکه زیبایی بر گزار می کند.
* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.
* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.
*شرکت ایرباس طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش ازدست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده!
انتخابات انجمن علمي نزديكه اگه بيايد كنديدا بشيد ممنون ميشيم
آخه ميدونيد؟انتخابات خيلي مهمه انتخابات اساسي ترين موضعه![]()
دوستاي ما از دبير تا منشي تلاش ميكنن كه كسي از انتخابات جا نمونه![]()
انتخابات طراحي شده پشت درهاي بسته انتخاب واقعي است![]()
اضرید ؟ پس شروع کنید:
چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید ؟
لف ) صبح
) عصر و غروب
) شب
معمولاً چگونه راه مى روید ؟
لف ) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
) نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم
) آهسته تر، با سرى صاف روبرو
) آهسته و سربه زیر
) خیلى آهسته
وقتى با دیگران صحبت مى کنید ؛
لف ) مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
) دستها را در هم قلاب مى کنید،
) یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
) دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
) با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید
وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید ؟
لف ) زانوها خمو پاها تقریباً کنار هم
) چهارزانو
) پاى صاف و دراز به بیرون
) یک پا زیر دیگرى خم
وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است ، چگونه واکنش نشان مى دهید ؟
لف ) خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
) خنده، اما نه بلند
) با پوزخند کوچک
) لبخند بزرگ
) لبخند کوچک
وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید ؛
لف ) با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند ، وارد مى شوید
) با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید ، مى گردید
) در حد امکان آرام وارد مى شوید ، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید
سخت مشغول کارى هستید ، بر آن تمرکز دارید ، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند ؛
لف ) از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
) بسختى ناراحت مى شوید
) حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود
کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید ؟
لف ) قرمز یا نارنجى
) سیاه
) زرد یا آبى کمرنگ
) سبز
) آبى تیره یا ارغوانى
) سفید
) قهوه اى ، خاکسترى ، بنفش
وقتى در رختخواب هستید ( در شب ) در آخرین لحظات پیش از خواب ، در چه حالتى دراز مى کشید ؟
لف ) به پشت
) روى شکم ( دمر )
) به پهلو و کمى خم و دایره اى
) سر بر روى یک دست
) سر زیر پتو یا ملافه ...
0 آیا شما غالباً خواب مى بینید که :
لف ) از جایى مى افتید.
) مشغول جنگ و دعوا هستید.
) به دنبال کسى یا چیزى هستید.
) پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
) اصلاً خواب نمى بینید.
) معمولاً خواب هاى خوش مى بینید
متیازات
ؤال اول :
لف ( 2 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 6 )
ؤال دوم :
لف ( 6 ) ، ب ( 4 )، ج ( 7 )، د ( 2 )، ه ( 1 )
ؤال سوم :
لف ( 4 ) ، ب ( 2 )، ج ( 5 ) ، د ( 7 ) ، ه ( 6 )
ؤال چهارم :
لف ( 4 ) ، ب ( 6 ) ، ج ( 2 ) ، د ( 1 )
ؤال پنجم :
لف ( 6 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 3 ) ، د ( 5 ) ، ه ( 2 )
ؤال ششم :
لف ( 6 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 2 )
ؤال هفتم :
لف ( 6 ) ، ب ( 2 ) ، ج ( 4 )
ؤال هشتم :
لف ( 6 ) ، ب ( 7 ) ، ج ( 5 ) ، د ( 4 ) ، ه ( 3 ) ، و ( 1 ) ، ز ( 1 )
ؤال نهم :
لف ( 7 ) ، ب ( 6 ) ، ج ( 4 ) ، د ( 2 ) ، ه ( 1 )
ؤال دهم :
لف ( 4 ) ، ب ( 2 ) ، ج ( 3 ) ، د ( 5 ) ، ه ( 6 ) ، و ( 1 )
ب ، امتیازهایتان را جمع زدید . عدد به دست آمده را با جدول زیر مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید .
تیجه گیرى
گر شما بالاى ۶۰ است :
یگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور ، خود محور و بى نهایت سلطه جو مى دانند ، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند« کاش من جاى تو بودم !! » اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند .
گر از ۵۱ تا ۶۰ دارید :
دانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند ، بدون فکر عمل مى کنید و سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید ( هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند ! ) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند . کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند ، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما ، از همراهى تان لذت مى برند .
ر از ۴۱ تا ۵۰ به دست آوردید:
ه خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط ، سرزنده ، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند . شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید .. فردى مهربان ، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید . قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید .
گر ۳۱ تا ۴۰ نصیب شما شد :
دانید در نظر سایرین معقول ، هوشیار ، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید . اما اگر با کسى دوست شوید صادق ، باوفا و وظیفه شناس هستید . اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید .
ز ۲۱ تا ۳۰ :
ر نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید . شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید . زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد . دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید .
اگر کمتر از ۲۱ داشتید :
دیگران شما را خجالتى ، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند ، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد .
سال جدید تحصیلی همه مبارک
تغییرات جدید بچه ها هم مبارک هرکی دماغ عمل کرده هرکی زن گزفته هرکی شوهر کرده همش مبارک البته شیرینی بچه ها فراموش نشه مخصوصا نفر اول رشته که نمی دونم وفاست یا پرند یا صالح یا کس دیگه هر کی هست بره مثل بچه آدم شیرنی بگیره بیاره دیگه دو ساله هیچی بهشون نمیگیم بسته پررو شدن هی شاگرد اول میشن شیرنی نمیدن
خب این از این اما...
بچه ها فکر نمی کنین یه خورده بخش اطلاعات عمومی و شعر و اخبار و ..... وبلاگ زیاد و قدیمی شده؟
از مدیر (مدیران) وبلاگ تقاضا میکنم یه دستی به سر و گوش وب بکشن
نمیگم وبلاگ رو علمی کنین اما یه خورده تحول بد نیست مثلا همین لینک دانلود بهزادو من که خودم خیلی حال کردم
بخش گردش های دست جمعی بچه ها هم تا هوا سرد نشده فکر کنم بهتره راه بیفته
امیدوارم همه این ترم رو موفق باشن![]()
![]()
![]()
سلام بچه ها
این بچه ها که میگم شامل ۸۶ ۸۷ ۸۸ میشه
یه چیزی رو توجه کردید؟ما خداییم(ترم بالایی)(سال بالایی) حالا . . .از صحبت های حاشیه ای بگذریم
اول سلام عرض می کنم خدمت دانشجویان جدیدالورود مهندسی مخصوصا بچه های با غیرت مواد
توهین به ۸۷ ی ها نشه و لی خیلی شل بودن (به جز چندتاشون) نمی خوایم شما هم مثل اونا باشید هر کاری تو دانشگاه بکنید چه خوب چه بد فقط عواقبش به خودتون برمیگرده
بین رشته های دانشکده مهندسی اگه قرار به دسته بندی از لحاظ مرام باشه اول که خودمونیم بعد بچه های مکانیک ۸۶ اند بعد برقی هان بعد کامپیوتری ها بعد عمران بهد صنایع.
البته تو صنایع یکی هست که با بقیه فرق داره خیلی بچه باحاله خودتون پیداش می کنید.
راستی حتما راه انجمن علمی رو یاد بگیرید چون عندشه.هم آخر خنده است هم آخر مسخره بازیه.بعضی وقتا هم بهت تو جدی بودن کمک می کنه.دبیر بزرگوار انجمن آقای قویمی است که ما مخلصشیم چون واقعا دلسوزانه کار میکنه.
خیلی مواظب باشید اساتید مواد به جز استاد کاظمی که دوباره ما مخلصشیم یکم خطرناکند.مخصوصا ...... و...... و .......
راستی یه استاد توپ پروازی هم داریم .استاد منتظری که از امیرکبیر میاد.به دل من که خیلی نشسته.
هرگونه راهنمایی در مورد نمره گیری و طرز رفتار با اساتید می خواید می تونید به مربع (بهزاد حسین شاهین حاج رضا) مراجعه کنید.
سعی کنید با سال بالایی ها خیلی ارتباط داشته باشید چون به معنای واقعی بهتون کمک می کنن.
و اما وبلاگ..... من خودم واسه همتون یه نام کاربری و رمز ورود به وبلاگ درست می کنم که شما هم موادی بشید.
این لینک دانلود کتاب شیمی فیزیکه واسه دوستان ۸۷ فقط ۲۹ مگابایته یه کم طول می کشه
http://download365.mediafire.com/9hdfblwh2amg/x4ono9tjgaq/Atkins+-+Physical+Chemistry.rar
امسال كه دوباره تدى در كلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند كمكش كند.
معلّم كلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تكاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت كامل".
معلّم كلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همكلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش كه در خانه بسترى است دچار مشكل روحى است.
معلّم كلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي كند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نكند او به زودى با مشكل روبرو خواهد شد.
معلّم كلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها كرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در كلاس خوابش مي برد.
خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشكل او پى برد و از اين كه دير به فكر افتاده بود خود را نكوهش كرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در كاغذ كادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى كه داخل يك كاغذ معمولى و به شكل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سركلاس باز كرد. وقتى بسته تدى را باز كرد يك دستبند كهنه كه چند نگينش افتاده بود و يك شيشه عطر كه سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى كلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع كرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند كرد. سپس آن را همانجا به دست كرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر كرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.
خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه كرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در كنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي كرد.
پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي كرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يكى از با هوش ترين بچه هاى كلاس شد و خانم تامپسون با وجودى كه به دروغ گفته بود كه همه را به يك اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.
يكسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت كرد كه در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد كه من در عمرم داشته ام.
شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود كه دبيرستان را تمام كرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود كه شما همچنان بهترين معلمى هستيد كه در تمام عمرم داشته ام.
چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت كرد كه در آن تدى نوشته بود با وجودى كه روزگار سختى داشته است امّا دانشكده را رها نكرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأكيد كرده بود كه خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.
چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود كه پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين كار را كرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب كرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه كمى طولاني تر شده بود: دكتر تئودور استودارد.
ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود كه با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج كنند. او توضيح داده بود كه پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش كرده بود اگر موافقت كند در مراسم عروسى در كليسا، در محلى كه معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چكار كرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست كرد و علاوه بر آن، يك شيشه از همان عطرى كه تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.
تدى وقتى در كليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين كه به من اعتماد كرديد از شما متشكرم. به خاطر اين كه باعث شديد من احساس كنم كه آدم مهمى هستم از شما متشكرم. و از همه بالاتر به خاطر اين كه به من نشان داديد كه مي توانم تغيير كنم از شما متشكرم.
خانم تامپسون كه اشك در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي كنى. اين تو بودى كه به من آموختى كه مي توانم تغيير كنم. من قبل از آن روزى كه تو بيرون مدرسه با من صحبت كردى، بلد نبودم چگونه تدريس كنم.
بد نيست بدانيد كه تدى استودارد هم اكنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشكى است و بخش سرطان دانشكده پزشكى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است !
همين امروز گرمابخش قلب يك نفر شويد... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد
و مطمئن باشيد كه محبت شما به خودتان باز خواهد گشت...
علاوه بر اینا من به قانون سوم نیوتن اعتقاد راسخی دارم که هر عملی را عکس العملی است
مساوی با آن و مخالف جهت
پس سعی کنید دل کسی رو نشکنید که عواقب بدی داره.
منبع:sidoon.blogfa.com
و با رعایت حقوق مرغی به مکانی مناسب منتقل کرده ...
به او فرصت تفکر می دهیم ..
سپس او از ما خواهد خواست تا نتیجه تفکراتش را با سایر مرغ ها در میان بگذارد!
... .
اولین روز دبستان، بازگرد
کودکی ها، شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی، زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر ازتصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من، یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد ميشديم باز کوچک
لا اقل یک روز کودک می شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم ، نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن
شعر از الهام
زمين كو وطنم؟
وطن كو خانه ام؟
خانه كو مادرم؟
مادر كو كبوترانم؟
معناي اين همه سكوت چيست؟
من گم شدم در تو يا تو گم شدي در من اي زمان؟
كاش هرگز آنروز از درخت انجير پايين نيامده بودم
كاش
حسين پناهي
پ.ن: توي اين روزاي داغ، دخالتي توي هيچ گروهي نكردم و نمي كنم، فقط عزادار اين همه جوونم كه سياهي دم در خونه مادراشون، نشون از داغي روزگار روي دل خانواده هاست. براي نداي ۲۷ ساله كه سينه اش جاي عشق، نفرت را لمس كرد. و جاي خنده خون از لبانش جاري شد.
سياه پوشم اين روزها ...
اگه قرار به بحث و مناظرست که باید یه جلسه برگزار کنیم هر کی هر مشکلی داره مطرح کنه ولی اگه خودتون قبول دارید که سیستمتون اینجوریه که هیچ مشکلی نیست و نباید به اون پست اعتراض کنید.
اینو دارم به همه ی زنانی میگم که میگن باید بین اشرف مخلوقات و
خودشون
مساوات و برابری وجود داشته باشه.
دوران طلایی دیگه تموم شده من به نوبه خودم واسه ی گرفتن حق و حقوق اصلی مردها تلاش می کنم و می خوام یه کمیته بزنم با نام کمیته ضد فمینیست.![]()
اگه طلبه ی مناظره هستی که بیاید میدون خالیه کسی جز مرد نمی بینم.
واستون دعا می کنم![]()
اسمم بزرگ می زنم مثل بعضی ها از این چیزا نمی ترسم
"بهزاد فعلی"
![]()
کمی شکیبا باشید تا همه عکس ها لود شود در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
ادامه مطلب
دانشجو هادر ملل مختلف
ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختری می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید
گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید
برزیل : همه درس خونها و شاگرد ممتازاشون عاشق فوتبالند و بعد فارغ التحصیلی همشون میخوان بشن رونالدینهو
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند
ایالات متحده امریکا : خیلی راحت وارد دانشگاه می شوند و همه جور اسلحه به دست میگیرند و همه رو هم به جز خودشون تروریست میدونند عاشق جنگ طلبی هم هستند
ایران: سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!
معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت آقا خسته نباشید است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس!هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند در یک کلام اگه بخواهد می تواند .
همانطور که میدانید بسیاری از هنرمندان کشورمان در کنار حرفه اصلی خود شغل دومی نیز دارند که این پدیده را از زوایای مختلف میتوان ارزیابی کرد.
شمار هنرمندانی که درآمد بالای خود در دنیای هنر را برای سودآوری بیشتر در بخش دیگری سرمایهگذاری میکنند، کم نیستند. از سوی دیگر هنرمندانی نیز در کشور ما نفس میکشند که تأمین هزینههای زندگی برای آنها در اولویت قرار دارد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
1- خواص مکانیکی مواد
2- خواص فیزیکی مواد
3- خواص شیمیایی مواد
...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب






